نحوه اجرای سقف تیرچه بلوک

سقف تیرچه بلوک

 

در حال حاضر در شهر بم تعداد کثیری از سقفهای در حال اجرا بصورت تیرچه بلوک اجرا میگردد. در خصوص ایمنی چنین سقفهایی باید بدانید که در صورتی که سقف تیرچه بلوک مطابق اصول مهندسی و رعایت نکات فنی آن اجرا گردد از ضریب ایمنی بسیار بالایی برخوردار میباشد.

            ابتدا باید تیرچه‌ها روی پلهای اصلی، ( تیرهای فلزی )، در ترازهای موردنظر كارگذاری شوند. فاصله بین تیرچه‌ها با بلوكهای مجوف پر شده و پس از نصب میلگردهای حرارتی و میلگردهای تكمیلی بر اساس نقشه‌های اجرایی، بتن دال سقف ریخته می‌شود. آرماتورهای اصلی تیرچه باید به طول 15-10 سانتیمتر با تیرهای اصلی درگیر شوند و به هیچوجه نباید این آرماتورها را به تیرهای فلزی جوش داد. نظر به اینكه تیرچه‌ها به استثنای تیرچه‌های با جان باز قبل از یكپارچه شدن سقف قادر به تحمل بار سقف نیستند، باید توسط تعدادی چارتراش و پایه (جک ها یا شمعها) به نحو مناسب و مطمئنی نگهداری شوند. در موقع اجرا باید خیز مناسبی به طرف بالا به تیرچه‌ها داد تا پس از اجرا و یكپارچه شدن سقف و وارد شدن بارهای وارده این خیز حذف شود. مقدار خیز در كارگاه با تجربه به دست می‌اید، معمولاً به ازای هر متر طول دهانه 2 میلیمتر خیز در نظر گرفته می‌شود. در مورد زمان برچیدن پایه‌ها و پایه‌های اطمینان، باید مندرجات ایین‌نامه بتن ایران مراعات گردد.

            برای آشنایی با اجرای سقفهای تیرچه بلوک توجه نکات زیر را مد نظر داشته باشید تا از سقفی که بالای سرتان قرار خواهد گرفت مطمئن باشید.

1- جکهایی که در زیر سقفهای تیرچه بلوک برای تحمل وزن بتن تازه تا رسیدن به مقاومت اولیه آن استفاده میشود حداقل 10 روز باید بدون تغییر باقی بمانند.

 

شکل: استفاده از جک ها (شمعها) ی نگهدارنده تیرچه ها برای بتن ریزی. این جکها را می توان طوری اجرا نمود که به ازای هر دو متر طول تیرچه حدود 2 میلیمتر وسط تیرچه را بالاتر نگهدارد تا بعد از بتن ریزی این خیز حذف شود.

 

 

2- دقت نمایید تا سر تیرچه ها از بال تیرآهن جدا نشده باشد. گاهی بر اثر بی دقتی در نصب جکهای زیر سقف تیرچه ها از روی بال تیرآهن جدا شده و بالاتر قرار میگیرد. این جکها باید به نحوی اجرا شود که میلگردهای دو سر تیرچه روی بال تیرآهن قرارگیرد..

شکل: سر تیرچه که از روی بال تیرآهن بلند شده است.

شکل: سر تیرچه که از روی بال تیرآهن بلند شده است.

 

3- در صورتی که تیرچه به یک تیرآهن منتهی میگردد میبایست با استفاده از میلگرد ممان(لنگر) منفی، تیرچه به تیرآهن مهار شود تا در زمان زلزله دچار گسیختگی نگردد.

شکل: نمونه میلگرد ممان منفی و نحوه اجرای آن.

4- در شکل زیر میلگردهای ممان منفی نشان داده شده است، این میلگردها موجب میشود تا سقف شما به صورت یکپارچه عمل کرده و ایمنی آن بسیار بالا رود. توجه داشته باشید که هر تیرچه باید توسط این میلگردها به تیرآهن باربر خود متصل گردد. در محل هایی که دو تیرچه در امتداد هم مطابق شکل بعدی به یک تیرآهن متصل میگردند باید بوسیله میلگردهای ممان منفی تیرچه ها را به تیرآهن متصل نمائیم .

شکل: میلگرد ممان منفی بین تیرچه­های دو طرف یک تیرآهن.

 


 

5- ضخامت بتن بر روی سقف باید حداقل  5 سانتی متر باشد. برای آنکه بتوانید این ضخامت را به دست آورید کافی است حدود 4 قطعه نیمه آجر را بر روی 4 نقطه مختلف از بلوک های سقفی بگذارید ، بتن میبایست پس از اجرا لبالب آجرها گردد.

 

6- میلگردهای حرارتی بر روی سقف باید به صورت شبکه ایی با اضلاع 25 سانتی متر اجرا گردد. شبکه­ای که در شکلهای بعدی می­بینید با اضلاع 25 سانتی متر میباشد.

 

شکل: شبکه میلگرد­های سقف با فاصله­های 25 سانتی متر در دوجهت.

تذکر: میلگردهای مصرفی میبایست کاملاً صاف باشد.

شکل: نمونه شبکه آرماتورهای منظم و صاف.

شکل: نمونه شبکه آرماتورهای نامنظم و ناصاف.

 

7- بتن مصرفی بر روی سقف حتما میبایست به صورت یکپارچه اجرا شود و نباید بین بتن ریزی فاصله ایی ایجاد گردد.

شکل: بتن ریخته شده و رها شده که سفت شده است و هنگام ریختن بتن سقف باعث ازبین رفتن مقاومت این قسمت می شود.

 

شکل: بتن­ریزی نباید در چند مرحله با فاصله زمانی زیاد انجام شود. ریختن قسمتی از بتن و گذشت زمان طولانی (بیش از چند ساعت) باعث خرابی عملکرد سقف و کاهش مقاومت آن می شود.

 

 

 

8- قبل از بتن ریزی باید سقف از هرگونه آلودگی همچون بتن خشک شده، شن و ماسه و یا خرده های سفال در مقاطع حساس همچون محل اتصال تیرچه به سقف پاک شود.

شکل: 1: محل بتن ریزی که مملو از آلودگی و مواد زاید می­باشد. این مواد زاید باعث ناپیوستگی بتن و از بین رفتن مقاومت می­شود. 2: وجود آشغال در روی بال تیر آهن باعث می شود در لرزش­های زلزله سقف از تیرآهن جدا شود. 3: مهندس ناظر نباید اجازه بتن­ریزی قبل از تمییز کردن محل را به پیمانکار بدهد.

 

 

بیاموزیم: برای شیب بندی سقف تنها از پوکه معدنی یا خرده آجرهای سفالی که سبک هستند استفاده نمایید. سقف هرچه سبک تر باشد ایمنی آن بالاتر است

پل گلدان گیت

 

 هنرآموز

پل گلدن گيت كه با هزينه 35 ميليون دلار ظرف مدت 4 سال در سانفرانسيسكو ساخته شد، شمال اين شهر را به جنوب آن متصل مي‌كند. اين پل در 28 مي سال 1937 ساعت 12 بعدازظهر  به روي وسايل نقليه باز شد.
اين پل متحرك 4200 فوت طول دارد و سال‌هاست كه مستحكم پابرجا مانده است. ارتفاع اين پل از سطح آب 220 فوت و وزن آن 887000 تن است. دو برجي كه در طول اين پل ساخته شده‌اند 746 فوت ارتفاع دارند.

                                                     ادامه مطلب .......                                 

ساختمان BMW

ساختمان غول ماشين سازي آلمان(بي ام دبليو) را يك مهندس معمار زن طراحي كرد و ساخت.اين سازه،در نهايت پيچيدگي طراحي شده است.
در سال 2002، غول ماشين‌سازي آلمان، شركت «بي ‌ام دبليو» براي احداث ساختمان مركزي كارخانه در «آرت اسكرتز» در شهر لايپزيگ آلمان، سرمايه‌گذاري هنگفتي كرد. ساختماني با ارزش 55/1 بيليون دلار كه حدود 5000 كارمند و كارگر و مهندس با فعاليت روزانه خود ، بيش از 650 عدد ماشين «بي ‌ام دبليو» مدل دو در _ اسپرت _ توليد مي‌كنند.
 

                                                                ادامه مطلب.....

پل گلدن گيت


پل گلدن گيت كه با هزينه 35 ميليون دلار ظرف مدت 4 سال در سانفرانسيسكو ساخته شد، شمال اين شهر را به جنوب آن متصل مي‌كند. اين پل در 28 مي سال 1937 ساعت 12 بعدازظهر  به روي وسايل نقليه باز شد.
اين پل متحرك 4200 فوت طول دارد و سال‌هاست كه مستحكم پابرجا مانده است. ارتفاع اين پل از سطح آب 220 فوت و وزن آن 887000 تن است. دو برجي كه در طول اين پل ساخته شده‌اند 746 فوت ارتفاع دارند.


در سال 1997، حدود 41381000  وسيله نقليه از روي اين پل عبور كردند. 30 نفر در هنگام ساخت اين پل از روي آن سقوط كردند و به دليل وزش بادهاي شديد، كارگران در هنگام ساخت آن با مشكلات بسياري مواجه شدند.
ساكنين شهر سانفرانسيسكو اين پل را نماد شهر خود به حساب مي‌آورند. داستان‌ها و مسايل عجيب و جالبي در مورد اين پل وجود دارد. اين پل علي رغم نام خود (گلدن گيت به معني دروازه طلايي) به رنگ طلايي نيست ولي برخي معتقدند كه اين پل هر سال رنگ مي‌شود، در حالي كه اين امر حقيقت ندارد و تاكنون فقط دو بار رنگ شده است: يك بار در سال 1937 و بار ديگر در فاصله سال‌هاي 1995 _ 1965.

گفته مي‌شود كه پل گلدن گيت بزرگ‌ترين پل دنياست. البته اين امر در فاصله سال‌هاي 1937 تا 1964 صحت داشت ولي با ساخت پل ورازانو نروزبين بروكلين و جزيره استيتن در نيويورك، گلدن گيت ديگر در زمره طولاني‌ترين پل معلق دنيا به شمار نمي‌آمد. البته در حال حاضر با ساخت پل‌هايي در منطقه آسيا و اسكانديناوي (بخشي از شمال اروپا كه شامل دانمارك، نروژ، سوئد و فنلاند مي‌شود)، تعيين بزرگ‌ترين و طولاني‌ترين پل در دنيا مشكل مي‌شود. پل گلدن گيت براي ميليون‌ها نفر ساكنين از شهر بزرگ سانفرانسيسكو نقش كليدي را در برقراري ارتباط و اتصال نقاط مختلف دارد و در واقع به استثناي پل بروكلين هيچ پلي در آمريكا به اندازه اين پل از اهميت و محبوبيت برخوردار نيست.
در ماه آگوست سال 2002 پروژه‌اي با هزينه‌اي معادل 16 ميليارد دلار به مقاوم‌سازي اين پل در برابر زلزله اختصاص يافت.
پل گلدن گيت، ابتكار مهندس مشهور جوزف استراس بود كه پيش از اين طراحي 400 پل متحرك را برعهده داشت. ايرونيگ مارو، مهندس معمار و مهندس چارلز آلتون اليس و لئون مويسيف از طراحان پل در اجراي اين پروژه بزرگ مشاركت داشتند.
ساخت اين پل از 5 ژانويه سال 1933 شروع شد و در آوريل 1937 به پايان رسيد و در 27 مي همان سال براي تردد عابران پياده آزاد شد. اين پل تنها راه خروجي سانفرانسيسكو به سمت شمال است و از 6 مسير مخصوص تردد وسايل نقليه و دو مسير محل عبور عابران پياده در هر دو طرف تشكيل شده است در اول سپتامبر سال 2002 عوارض تردد از روي اين پل براي وسايل نقليه موتوري از 3 دلار به 5 دلار افزايش يافت. دوچرخه، موتور و عابر پياده از پرداخت عوارض معاف هستند.


محدوديت سرعت حركت روي پل گلدن گيت در اول اكتبر سال 1983 از 90 كيلومتر در ساعت به 70 كيلومتر در ساعت كاهش يافت. رنگ اين پل نارنجي متمايل به قرمز است كه اين رنگ براي هماهنگي اين پل با محيط اطراف خود و جلوه بيشتر آن در مه و غبار (كه از شرايط آب و هوايي ويژه آن منطقه است) انتخاب شده است.


اين پل از نظر زيبايي‌شناسي و معماري در نوع خود منحصر به فرد است. در ماه جون سال 2001 انجمن مهندسان عمران آمريكا چند بنا را با نام «بناهاي هزاره» معرفي كردند. اين بناها عبارت بودند از كانال پاناما، ساختمان ايمپايراستيت و پل گلدن گيت.

نکات اجرایی ساختمان سازی

11.  سنگ جگري رنگ كه سخت ، مقاوم و داراي رگه هاي سفيد و در سنندج و خرم آباد فراوان است.

12. دستگاه كمپكتور ، دستگاهي است كه فقط سطوح را ويبره مي كند ، زير كار را آماده و سطح را زير سازي مي كند.

13.   عمل نصب صفحات فلزي (بيس پليتها) در زمان 48 ساعت بعد از بتن ريزي صورت مي گيرد.

14.   زماني كه خاك (زمين) بسيار نرم بوده و مقاومت آن كمتر از يك كيلوگرم بر سانتيمتر مربع باشد از فونداسيون پي صفحه اي استفاده مي گردد.

15.       قطر دايره بتون خميري ، بر روي صفحه مخصوص آزمايش آب بتون ، حدود 30 تا 35 سانتيمتر مي باشد.

16.       حدود درجه حرارت ذوب شدن خاك آجر نسوز 1600 درجه مي باشد.

17.       نام آجري كه از ضخامت نصف شده باشد ، آجر نيم لايي ناميده مي شود.

18.       نام ديوارهاي جداكننده و تقسيم پارتيشن نام دارد.

19.       عمل برداشتن خاك كف اطاق و ريختن و كوبيدن سنگ شكسته بجاي آن را بلوكاژ مي گويند.

20.       زمين غير قابل تراكم هوموسي ناميده مي شود.

21.       عمق پي هاي خارجي يك ساختمان در مناطق باران خيز حداقل 50 سانتيمتر است.

22.       نام فضاي موجود بين دو رديف پله چشم ناميده مي شود.

23.       در سقف هاي چوبي حداكثر فاصله دو تير 50 سانتيمتر است.

24.        سيمان نوع اول براي ديوارها و فونداسيونهاي معمولي استفاده ميگردد.

25.       اكسيد آهن را براي تهيه سيمان قرمز رنگ ، با كلينگر سيمان سفيد آسياب مي كنند.

26.       نام ديگر لوله هاي سياه بدون درز مانسمان نام دارد.

27.       سريعترين و عملي ترين وسيله اجراي اتصالات ساختمان ،پلها و نظاير جوش مي باشد.

28.       حاقل درجه حرارت براي بتن ريزي 10 درجه مي باشد.

29.       ضخامت اندود سقف با ملات گچ و خاك بايد بين 1 تا 2 سانتيمتر باشد.

30.       اندود زير قيروگوني ، ماسه سيمان است.

31.       چنانچه گودبرداري از سطح زمين همسايه پائين تر باشد ، حداكثر فاصله شمعها 5/2 متر مي باشد.

32.       در پي كني هاي كم عمق در زمين هاي ماسه اي حدود زاويه شيب 30 تا 37 درصد مي باشد.

33.       براي ايجاد مقاومت مناسب در طاق ضريس حداقل خيز قوس بايد 3 سانتيمتر باشد.

34.       لوله هاي مانسمان سياه و بدون درز ، گاز رساني

35.       در بتون ريزي ديوارها و سقفها ، صفحات قالبي فلزي مناسب ترند.

36.       از اسكديپر براي خاكبرداري ، حمل ، تخليه و پخش مواد خاكي استفاده مي گردد.

37.       اتصال ستون به فونداسيون به وسيله ستكا انجام مي گيرد.

38.       براي لوله كشي فاضلاب يهتر است از لوله چدني استفاده گردد.

39.       پر كردن دو يا سه لانه از تيرآهن لانه زنبوري در محل تكيه گاهها جهت ازدياد مقاومت برشي است.

40.       بهترين و با استفاده ترين اتصالات در اسكلت فلزي از نظر استحكام و يك پارچگي اتصالات با جوش است.

41.       ارتفاع كف داربست جهت اجراي طاق ضربي تا زير تيرآهن سقف برابر است با قدبنا+پنج سانتيمتر.

42.       در ساختمانهاي مسكوني كوچك (يك يا دو طبقه) قطر داخلي لوله هاي گالوانيزه براي آب رساني بايد 2/1 اينچ باشد.

43.   وجود سولفات سديم،پتاسيم و منيزيم محلول در آب پس از تركيب با آلومينات كلسيم و سنگ آهك موجود در سيمان سبب كم شدن مقاومت بتون مي گردد.

44.       زمان نصب صفحات بيس پليت معمولا بايد 48 ساعت پس از بتون ريزي فونداسيون انجام شود.

45.       براي ساخت بادبند بهتر است از نبشي ، تسمه ، ناوداني و ميلگرد استفاده گردد.

46.        هدف از شناژبندي كلاف نمودن پي هاي بنا به يكديگر و مقاومت در برابر زلزله مي باشد.

47.       سقفهاي كاذب معمولا حدود 30 تا 50 سانتيمتر پايين تر از سقف اصلي قرار مي گيرد.

48.       قلاب انتهايي در ميلگردهاي يك پوتربتوني براي عامل پيوند بيشتر آرماتور در بتون مي باشد.

49.       حد فاصل بين كف پنجره تا كف اطاق را دست انداز پنجره ميگويند.

50.       در ساخت كفراژ ستونها ، قالب اصلي ستون بوسيله چوب چهارتراش مهار مي گردد.

51.       طول پله عبارت است از جمع كف پله هاي حساب شده با احتساب يك كف پله بيشتر.

52.       آجر جوش بيشتر در فونداسيون مورد استفاده قرار مي گيرد.

53.       اثر زنگ زدگي در آهن با افزايش قليايت در فلز نسبت مستقيم دارد.

54.       از امتيازات آجر لعابي صاف بودن سطوح آن ، زيبايي نما ، جلوگيري از نفوز آب مي باشد.

55.       در كوره هاي آجرپزي بين خشتها صفحه كاغذي قرار مي دهند.

56.       بهترين نمونه قطعات كششي ضلع تحتاني خرپاها مي باشد.

57.       تيرهاي بتن آرمه، خاموتها(كمربندها) نيروي برشي را خنثي مي كنند.

58.       چسبندگي بتون و فولاد بستگي به اينكه آرماتورهاي داخل بتون زنگ زده نباشد.

59.       شيره يا كف بتون زماني رو مي زند كه توسط ويبره كردن هواي آزاد داخل بتون از آن خارج شده باشد.

60.       آلوئك در اثر وجود دانه هاي سنگ آهن در خشت خام در آجرها پديدار مي گردد.

61.       خشك كردن چوب به معني گرفتن شيره آن است.

62.       لغاز به معني پيش آمدگي قسمتي از ديوار.

63.       مقدار كربن در چدن بيشتر از سرب است.

64.       لوله هاي آب توسط آهك خيلي زود پوسيده مي شود.

65.       آجر سفيد و بهمني در نماي ساختمان بيشترين كاربرد را دارد.

66.       آجر خوب آجري است كه در موقع ضربه زدن صداي زنگ بدهد.

67.       لاريز يعني ادامه بعدي ديوار بصورت پله پله اتمام پذيرد.

68.       كرم بندي هميشه قيل از شروع اندود كاري گچ و خاك انجام مي گيرد.

69.       براي خم كردن ميلگرد تا قطر 12 ميليمتر از آچار استفاده مي گردد.

70.       اسپريس يعني پاشيدن ماسه و سيمان روان و شل روي ديوار بتوني.

71.       براي ديرگيري گچ ساختماني از پودر آهك شكفته استفاده مي گردد.

72.       مشتو يعني ايجاد سوراخهائي در سطح خارجي ديوارها جهت ساختن داربست.

73.       بتون معمولا پس از 28 روز حداكثر مقاومت خود را به دست مي آورد.

74.       پيوند هلندي از اختلاط پيوندهاي كله راسته و بلوكي شكل مي گيرد.

75.       وجود بند برشي در پيوند مقاومت ديوار را ضعيف مي كند.

76.       كاملترين پيوند از نظر مقاومت در مقابل بارهاي فشاري وارده پيوند بلوكي مي باشد.

77.       قپان كردن در اصطلاح يعني شاقولي نمودن نبش ديواره.

78.       خط تراز در ساختمان براي اندازه برداريهاي بعدي و مكرر در ساختمان است.

79.       ضخامت و قطر كرسي چيني در ساختمانها بيشتر از ديوارهاست.

80.       پارتيشن ميتواند از جنس چوب ، پلاستيك و فايبرگلاس باشد.

81.       از ديوارهاي محافظ براي تحمل بارهاي افقي و مايل استفاده مي شود.

82.       ملات باتارد از مصالح ماسه ، سيمان و آهك ساخته مي شود.

83.       مقدار عمق سطوح فونداسيونها از زمين طبيعي در همه مناطق يكسان نيست.

84.       ملات ساروج از مصالح آهك ، خاكستر ، خاك رس ، لوئي و ماسه بادي ساخته مي شود.

85.       ملات در ديوار چيني ساختمان حكم چسب را دارد.

86.       ملات آبي اگر بعد از ساخته شدن از آب دور نگهداشته شود فاسد مي گردد.

87.       در مجاورت عايقكاري (قيروگوني)از ملات ماسه سيمان استفاده مي شود.

88.       براي ساخت ملات باتارد        آب + سيمان    250+آهك     150+ ماسه

89.       پيه دارو تركيبي از مصالح آهك ، خاك رس ، پنبه و پيه آب شده

90.       ابعاد سرندهاي پايه دار 1 تا 5/1 عرض و طول 5/1 تا 2 متر .

91.       معمولا براي كرم بندي ديوارهاي داخلي ساختمان(اطاقها) از ملات گچ و خاك استفاده مي شود.

92.       طرز تهيه گچ دستي يا گچ تيز عبارت است از مقداري آب + گچ بااضافه مقداري سريش.

93.       وجود نمك در ملات كاه گل موجب ميشود كه در آن گياه سبز نشود.

94.       هنگام خودگيري حجم گچ 1 تا 5/1 درصد اضافه مي شود.

95.       گچ كشته يعني گچ الك شده ورزداده + آب.

96.   اندودهاي شيميايي در سال 1948 كشف شد كه تركيب آن پرليت ، پنبه نسوز مواد رنگي و ميكا مي باشد كه بعد از 8 ساعت خشك ميشوند و بعد از دو تا سه هفته استحكام نهايي را پيدا مي كنند و در مقابل گرما ، سرما و صدا عايق بسيار خوبي هستند.

97.        سراميك بهترين عايق صوتي است ، زيرا سلولهاي هوايي بسته اي دارد كه ضخامت آن 6 تا 10 ميليمتر است.

98.       آكوسيت نيز عايق خوبي براي صداست.

99.        اندازه سرندهاي چشم بلبلي 5 ميليمتر است.

100.     سرند سوراخ درشت به سرند ميليمتري مشهور است.

101.     اندودهاي هوايي يعني اندودي كه در مقابل هوا خودگيري خود را انجام مي دهند.

102.      تركيب اندود تگرگي يا ماهوئي پودر سفيد سنگ + سيمان رنگي +آب  (در حالت شل) مي باشد.

103.  وقتي با سنگ سمباده و آب روكار سيماني را مي شويند تا سنگهاي الوان خود را نشان دهند به اصطلاح آب ساب شده مي گويند.

104.     كار شيشه گذاري در آب ساب و شسته انجام مي گيرد.

105.     فرق اندود سقف با ديئار در فضاهاي بسته (مانند اطاق) اين است كه اندود سقف سبك و ديوارها معمولي مي باشد.

106.     مهمترين عامل استفاده از اندود در سقف هاي چوبي محافظت از آتش سوزي مي باشد.

107.     سقفهايي با تيرآهن معمولي طاق ضربي و بتني مسلح در درجه حرارت 400 تا 500 درجه تغيير شكل پيدا مي كنند.

108.     ضخامت اندود گچ و خاك حدودا 2 سانتيمتر است.

109.     توفال تخته 30 تا 40 سانتيمتري كه تراشيده و سبك است.

110.      علت ترك اندود در سقفهاي چوبي افت تيرهاست.

111.     سقف كاذب در مقابل گرما ، سرما ، رطوبت و صدا عايق خوبي به حساب مي آيد.

112.     در زير سازي سقف جهت اجراي اندود در كنار دريا از ني بافته شده بيشتر استفاده مس شود.

113.     توري گالوانيزه در نگهداري پشم شيشه در سقفهاي سبك ، سطح ديوارهاي قيراندود و سطح تيرآهنهاي سقف كاربرد دارد.

114.     مصرف ميلگرد جهت اجراي زير سازي سقفهاي كاذب 9 عدد در هر متر مربع مي باشد.

115.  موارد اصلي استفاده از سقفهاي كاذب بيشتر به منضور كم كردن ارتفاع ، عبور كانالها و لوله ها و زيبايي آن مي باشد كه شبكه آن حتما بايد تراز باشد.

116.     بهتر است در سقفهاي بتوني ميله هاي نگهدارنده سقف كاذب قبل از بتون ريزي كار گذاشته شود.

117.     در سقفهاي كاذب مرتبط با هواي آزاد(مانند بالكن) اندود گچ + موي گوساله و آهك استفاده مي شود.

118.     شالوده در ساختمان يعني پي و فونداسيون.

119.     ابعاد پي معمولا به وزن بنا و نيروي وارده ، نوع خاك و مقاومت زمين بستگي دارد.

120.     در نما سازي سنگ ، معمولا ريشه سنگ حداقل 10 سانتيمتر باشد.

121.  در فشارهاي كم براي ساخت فونداسيونهاي سنگي از ملات شفته آهك استفاده مي شود و براي ساخت فونداسيونهايي كه تحت بارهاي عظيم قرار مي گيرند از ملات ماسه سيمان استفاده مي شود.

122.     در ساختمان فونداسيونهاي سنگي پر كردن سنگهاي شكسته را ميان ملات اصطلاحا پر كردن غوطه اي مي نامند.

123.     پخش بار در فونداسيون سنگي تحت زاويه 45 درجه انجام مي گيرد.

124.     در ساختمانهاي آجري يك طبقه براي احداث فونداسيون اگر از شفته آهكي استفاده شود اقتصادي تر است.

125.     در پي هاي شفته اي براي ساختمانهاي يك تا سه طبقه 100 تا 150 كيلو گرم آهك در هر متر مكعب لازم است.

126.     اصطلاح دو نم در شفته ريزي يعني تبخير آب و جذب در خاك.

127.     معولا سنگ مصنوعي به بتن اطلاق مي شود.

128.     زاويه پخش بار فنداسيون بتني نسبت به كناره ها در حدود 30 تا 45 درجه مي باشد.

129.     بتن مكر براي پر كردن حجمها و مستوي كردن سطوح كاربرد دارد.

130.     مهمترين عمل ويبراتور دانه بندي مي باشد.

131.     معمولا بارگذاري در قطعات بتني بجز تاوه ها پس از هفت روز مجاز مي باشد.

132.     از پي منفرد بيشتر در زمينهاي مقاوم استفاده مي شود.

133.     بتون مسلح يعني بتن با فولاد.

134.     از نظر شكل قالبندي براي فونداسيونها قالب مربع و مسطيل مقرون به سرفه مس باشد.

135.  پي هاي نواري در عرض ديوارها و زير ستونها بكار مي رود و در صورتيكه فاصله پي ها كم باشد و با ديوار همسايه تلاقي نمايد پي نواري بيشترين كاربرد را دارد.

136.  در آسمان خراشها ، معمولا از پي ژنرال فونداسيون استفاده مي شود و وقتي از اين نوع پي در سطحي بيش از سطح زير بنا استفاده شود زمين مقاوم و بارهاي وارده بيش از تحمل زمين است.

137.  هرگا فاصله پي ها از هم كم بوده يا همديگر را بپوشند يا يك از پي ها در كنار زمين همسايه قرار گيرد از پي هاي مشترك استفاده مي شود.

138.     اصطلاح ژوئن درز انبساط است.

139.     ميتوان به جاي دو پي با بار مخالف از پي ذوزنقه اي استفاده كرد.

140.     بهترين و مناسب ترين نوع پي در مناطق زلزله خيز پي راديه ژنرال است.

141.     در اجراي شناژبندي جهت اتصال به فونداسيون معمولا شناژها از بالا و پايين همسطح هستند.

142.     در كفراژبندي پي چهارگوش از نظر سرعت و اجرا اقتصادي تر است.

143.  در عايق بندي از گوني استفاده مي كنيم ،زيرا از جابجايي قير جلوگيري مي كند و حكم آرماتور را دارد كه در پشت بام از جلو ناودان به بعد پهن مي شودكه در 2 لايه گوني انجام مي گيردكه گوني ها در لايه بعدي نسبت به لايه قبل با زاويه 90 درجه برروي هم قرار مي گيرند.

144.  زير قيروگوني از اندود ملات ماسه سيمان استفاده مي شود كه بعضي از مهندسان در زير قير اندود ملات ماسه آهك استفاده مي كنند كه در اينصورت قيروگوني فاسد مي شود.

145.  از قلوه سنگ (ماكادام) در طبقه هم كف مي توانيم بجاي عايق كاري استفاده كنيم كه ضخامت آن حدود 40-30 سانتيمتر خواهد بود.

146.      اگر در عايقكاري ، قير بيش از حد معمول مصرف شود باعث مي شود قير در تابستان جابجا شود.

147.  عايقكاري قيروگوني مي بايست از سر جانپناه حدودا 20 سانتيمتر پايينتر شروع شود و قيروگونيي كه روي جانپناه كشيده مي شود براي جلوگيري از نفوذ بارش با زاويه است.

148.     سطح فونداسيون به اين دليل عايق مي شود كه از مكش آب توسط ملات ديوار چيني ها به بالا جلوگيري ميكند.

149.     در عايقكاري عمودي روي ديوارهاي آجري بهتر است كه از اندود ماسه سيمان استفاده شود.

150.     اصطلاح زهكشي يعني جمع كردن و هدايت آب ،كه فاصله آبروها در زهكشي بايد به حدي باشد كه به پي ها نفوذ نكند.

151.     اگر توسط سفال زه كشي كنيم بايد حتما درز قطعات را با ملات پركنيم.

152.     حداقل شيب لوله هاي زه كشي به سمت خوضچه 2 تا 4 درصد مي باشد.

153.     حداقل شيب لوله هاي فاضلاب 2 درصد است.

154.     براي جلوگيري از ورود بو به داخل ساختمان ، شترگلو را نصب مي كنند.

155.  عليترين نوع لوله كشي فاضلاب از نوع چدني مي باشد كه با اين وجود در اكثر ساختمانها از لوله هاي سيماني استفاده مي شود كه ضعف اين لوله ها شكست در برابر فشارهاي ساختمان مي باشد.

156.      سنگ چيني به سبك حصيري رجدار بيشتر در ديوار و نما سازي استفاده مي شود.

157.     ضخامت سنگهاي كف پله و روي دست انداز پنجره 5/4 سانتيمتر مي باشد.

158.  جهت اتصال سنگهاي نما به ديوار استفاده از ملات ماسه سيمان و قلاب مناسبتر مي باشد كه جنس قلابها از آهن گالوانيزه مي باشد.

159.  سنگ مسني معمولا در روي و كنار كرسي چيني نصب مي شود و زواياي اين سنگ در نماسازي حتما بايستي گونياي كامل باشد.

160.     در نما سازي طول سنگ تا 5 برابر ارتفاع آن مي تواند باشد.

161.  معمولا 30 درصد از سنگهاي نما بايستي با ديوار پيوند داشته باشند كه حداقل گير سنگهاي نما سازي در داخل ديوار 10 سانتيمتر است.

162.     در بنائي دودكشها باستي از مخلوطي از اجزاء آجر استفاده شود.

163.  در علم ساختمان دانستن موقيعت محلي ، استقامت زمين ، مصالح موجود ، وضعيت آب و هوايي منطقه براي طراحي ساختمان الزامي مي باشد.

164.  در طراحي ساختمان ابتدا استقامت زمين نسبت به ساير عوامل الويت دارد و لازم به ذكر مقاومت خاكهاي دستي همواره با زمين طبيعي جهت احداث بنا هرگز قابل بارگذاري نيست.

165.     زمينهاي ماسهاي فقط بار يك طبقه از ساختمان را مي تواند تحمل كند.

166.     هنگام تبخير آب از زير پي هاي ساختمان وضعيت رانش صورت مي گيرد.

167.  زميني كه از شنهاي ريز و درشت و خاك تشكيل شده دج ناميده مي شود كه مقاومت فشاري زمينهاي دج 10-5/4 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع مي باشد.

168.     مطالعات بر روي خاك باعث مي گردد وضع فونداسيون ، ابعاد و شكل آن بتوانيم طراحي كنيم.

169.     در صحرا براي آزمايش خاك از چكش و اسيد رقيق استفاده مي گردد.

170.     سيسموگراف همان لرزه نگار است.

171.     خاكي كه برنگ سياه قهوه اي باشد مقاومتش بسيار عالي است كه نفوذ آب در آنها كم و به سختي انجام مي گيرد.

172.     سنداژيا گمانه زني همان ميله زدن در خاك و برداشت خاك از زمين مي باشد.

173.     اوگر همان لوله حفاري است.

174.     خاك چرب به رنگ سبز تيره و داراي سيليكات آلومينيوم آبدار است.

175.     معيار چسبندگي خاك اين است درصد دانه هاي آن كوچكتر از 002/0 ميليمتر باشد.

176.     اصطلاحا خاك مرغوب زد نامگذاري مي شود.

177.  براي جلوگيري از ريزش بدنه و ادامه پي كني و همين طور جلوگيري از نشست احتمالي ساختمان همسايه و واژگوني آن و جلوگيري از خطرات جاني بايد ديوار همسايه را تنگ بست كه تحت زاويه 45 درجه انجام مي گيرد.

178.     ديوار اطراف محل آسانسور معمولا ازمصالح بتون آرمه مي سازند.

179.     پي سازي كف آسانسور معمولا 40/1 متر پايين تر از كفسازي است.

180.  قديمي ترين وسيله ارتباط دو اختلاف سطح بواسطه شيب را اصطلاحا رامپ مي گويند كه حداكثر شيب مجاز آن 12 درصد مي باشد كه ات 5/2 درصد آن را ميتوان افزايش داد.

181.     براي ساختن پله گردان بيشتر از مصالح بتون آرمه و آهن استفاده مي شود.

182.     پله معلق همان پله يكسر گيردار است.

183.     پله آزاد در ورودي ساختمان به حياط يا هال و نهار خوري استفاده مي شود.

184.     پله هاي خارجي ساختمان حتي الامكان مي بايست آجدار باشد.

185.      به فضاي موجود بين دو رديف پله چشم پله مي گويند.

186.     فواصل پروفيل هاي جان پناه پله 12-7 سانتيمتر مي باشد.

187.     شاخكهاي فلزي جتنپناه بهتر است كه از پهلو به تير آهن پله متصل شود.

188.     سرگير يا حدفاصل بين دو رديف پله كه رويهم واقع مي شوند حداقل 2 متر مي باشد.

189.     طول پله مساوي است با تعداد كف پله منهاي يك كف پله.

190.     پيشاني پله به سنگ ارتفاع پله اطلاق مي شود.

191.     براي جلوگيري از سرخوردن در پله لب پله ها را شيار و اجدار مي سازند و گاهي اوقات لاستيك مي كوبند

192.  اتصال پله هاي بالا رونده به دال بتني (پاگرد) يه روي دال بتني متصل مي شوند ولي پله هاي پايين رونده در دال بتني بايستي به مقابل دال بتني وصل شوند.

193.     اجراي جانپناه پله معمولا با مصالح چوبي زياتر مي باشد.

194.     پله هايي كه مونتاژ مي شوند به پله هاي حلزوني معروف هستند.

195.     از نظر ايمني اجراي پله فرار با مصالح بتني مناسبتر است.

196.  تيرهاي پوشش دهنده بين دو ستون (روي پنجره ها و درب ها ) نعل درگاه نام دارد كه انتقال بار توسط آن يكنواخت و غي يكنواخت است.

197.     گره سازي در چهار چوبهاي درب و پنجره و دكوراسيون بكار مي رود.

198.     تحمل فشار توسط بتن و تحمل كشش توسط فولاد را به اصطلاح همگن بودن بتن و فولاد مي نامند.

199.  بالشتك بتوني در زيرسري تيرآهن هاي سقف مصرف مي شود كه جنس آن مي تواند فلزي ، بتوني زير سري و بتوني مسلح باشد.

200.     در اجراي تير ريزي سقف با تيرآهن ، مصرف بالشتك كلاف بتني و پليت مناسبتر است.

201.     بالشتك هاي منفرد زيرسري ، حداقل ريشه اش از آكس تير ريزي سقف 25 سانتيمتر است.

202.     اجراي مهار تير ريزي سقف با ميلگرد معمول تر مي باشد.

203.      براي تراز كردن تير ريزي سقف بايد بوسيله سيمان همه در يك افق ترازي قرار گيرد.

204.  طاق ضربي از نظر ضخامت به سه دسته تقسيم مي شودكه معمول ترين آن نيم آجره مي باشد كه مهمترين عامل مقاومت در طاق ضربي خيز قوس مناسب است.

205.     در زمستان پس از دوغاب ريزي طاق ضربي ، بلافاصله بايستي كف سازي كامل روي سقف انجام شود.

206.     اگر هوا باراني باشد پس از اتمام طاق ضربي نبايد دوغاب ريخت.

207.     سقفهاي بتني قابليت فرم(شكل) گيري بهتري دارند.

208.     وظيفه انسجام و انتقال نيروها در سقفهاي بتني بعهده آرماتور مي باشد.

209.      اودكادر سقف هاي بتني به منظور خنثي كردن نيروي برشي بكار مي رود.

210.      بطور نسبي عمل بتون ريزي بين دو تكيه گاه مي بايست حداكثر طي يك روز عملي شود.

211.     از ويژگي هاي سقفهاي مجوف سبكي آن است كه در اين سقف ها آرماتور گذاري بصورت خرپا مي باشد.

212.     تفاوت سقف هاي پيش فشرده با سقف هاي مجوف سفالي كشيده شدن آرماتورها مي باشد.

213.     حداقل زمان بريدن ميلگردها در سقفهاي پيش تنيده معمولا 7 روز مي باشد.

214.     نيروي كششي ذخيره شده در آرماتور سقفهاي پيش تنيده عامل خنثي كننده نيروي فشاري است.

215.     در سقفهاي مجوف هنگامي از تيرهاي دوبل استفاده مي شود كه دهانه و طول تير زياد باشد.

216.     قبل از ريختن پوشش بتون در اجراي تيرچه بلوكها ابتدا مي بايست سطح تيرچه و بلوك مرطوب شود.

217.     اصطلاحا ميش گذاري در بتن مسلح آرماتورهاي شبكه نمره كم اطلاق مي گردد.

218.     حداكثر فاصله دو تير در سقفهاي چوبي 50 سانتيمتر مي باشد.

219.     معمولا زمان باز كردن قالبهاي مقعر در سقف هاي بتوني 5 روز مي باشد.

220.     استفاده از قالبندي مقعر بتني در سقفهاي اسكلت فلزي و بتني معمولتر است.

221.     كابلهاي برق در سقفهاي مقعر داخل لوله هاي فولادي تعبيه مي شود.

222.     در ساختمان هايي كه بيشتر مورد تهديد آتش سوزي بهتر است نوع بنا بتني باشد.

223.     در كارخانه هاي صنعتي معمولا از سقف اسپيس دكس استفاده مي شود.

224.     اصطلاحا مفهوم سرسرا همان سقف نورگير است.

225.     در شيشه خورهاي نورگير سقف براي فضاهاي وسيع از سپري استفاده ميشود زيرا از خمش در طول جلوگيري مي كند.

226.     مهمترين مزيت سقفهاي كاذب آكوستيك بر ساقفهاي كاذب عايق در برابر صدا مي باشد.

227.     مهمترين مزيت سقفهاي كاذب آلومينيومي عدم اكسيداسيون آن مي باشد.

228.     روش جلوگيري از زنگ زدگي آرماتور در بتن اين است كه جرم آن را  مي گيريم و داخل بتن قرار مي دهيم.

229.     اتصال سقف كاذب در راستاي ديوارها باعث پيش گيري از جابجايي سقف و تركهاي موئين خواهد شد.

230.  قرنيز يكطرفه آب را به يك سمت منتقل مي كند و هنگامي از قرنيز دو طرفه هنگامي استفاده مي شود كه دو طرف ديوار آزاد باشد.

231.     قرنيز حتما بايد آبچكان داشته باشد كه آبچكان شياره زير قرنيز مي باشد.

232.     قرنيزي كه توسط آجر چيده مي شود هره چيني مي نامند.

233.  قرنيز پاي ديوارهاي داخلي به منظور جلوگيري از مكش آب توسط گچ و و  جلوگيري از ضربه ها و خراشها استفاده مي شود و حتما بايد آبچكان داشته باشد